تبليغاتX
(The voice of distances) صدای فاصله ها - چند گویم من از جداییها
شعرهای من

بازم سلام بچه های گل روزگار که همش بهم سر میزنید و کامنت هم میذارید... اسم این شعر رو بالاخره گذاشتم "چند گویم من از جداییها"

روزگاري با غم دوري تو من ساختم
قصه ها و غصه ها با ياد تو پرداختم
با اميد ديدنت يك لحظه و يك ثانيه
بارها در كنج غم شعر و غزلها ساختم
شور عشقت خانه ي دل را به بازي ميگرفت
من چه خوش اين بازي بي انتها را باختم
گرچه سازت همنوا با ساز من هرگز نشد
باز اما من برايت اين نوا بنواختم
بي تو سرگردان و حيران گم بدم در خويشتن
با تو اما من خودم را بيشتر بشناختم
عقل در آغوش عشقم خفته و مدهوش بود
من به رأي عشق سوي قلب سنگت تاختم
پيش چشمم اين جهان تمثيلي از روي تو شد
گوييا جز تو همه دنيا به دور انداختم

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 18:48  توسط احسان  |