تبليغاتX
(The voice of distances) صدای فاصله ها - تو به من خنديدي!

شنبه 18 اسفند1386

تو به من خنديدي!

سلام بچه ها جون دوباره اومدم با شعر جديدم!راجع به اين شعرم هم كه بايد بگم احتمالا اگه يه كم اهل شعر باشيد شعر "تو به من خنديدي" رو از حميد مصدق خونديد كه اگه خونده باشيد ميبينيد من از اين اثر زيبا كمك گرفتم و با درس ديفرانسيل قاطيش كردم! البته سعي كردم كلمات رو در مفهوم اصليشون به كار نبرم. مثلا كلمه تابع رو در مفهوم زندگي و روزگار به كار بردم يا عطف رو در معني عشق و مهربوني... بي خيال اين حرفا شعر رو بخونيد:

 تو به من خنديدي ، و نمي دانستي

من به چه دلهره از منحني تابع دل

عطف را دزديدم

حد چپ از پي من تند دويد

عطف را دست تو ديد

مشتق از دور به من كرد نگاه

با نگاهش فهماند  ، زندگي كسرِ من و مخرج صفرِ دل ماست

بي نهايت آنجاست ، كه دل و مخرج كسر ميل بر صفر كنند

و در آن مقطع سبز ، رفع ابهام دل ما ز خداست

تازه فهميدم من ، تابع پيوستگي راست ندارد اصلا...!

عطف گريان شد و از دست تو افتاد به خاك

بازه ي باز نمودار دلت روي محور افتاد

و تو رفتي و هنوز ، سالهاست

كه ميان من و تصوير دلت ، يك مجانب پيداست!

و من انديشه كنان غرق اين پندارم

كه چرا منحني تابع سينوسي ما ، عطف و پيوستگي راست نداشت؟!

نوشته شده توسط احسان در 14:36 |  لینک ثابت   •